X
تبلیغات
رایتل

از زبان برادر (مصاحبه اختصاصی با هفته نامه اقتدار ملی)

یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1387
مقاله: از زبان برادر (مصاحبه اختصاصی با هفته نامه اقتدار ملی)

بیشترین چیزی که من شخصاً  ‏روی آن تأکید دارم شخصیت انسانی آمرصاحب است. من می گویم قهرمان آزادی بود. آزادی را ‏چه کسی  به ارمغان می آورد که خودش  از زد و بند و زنجیر های درون آزاد ‏باشد.  شهید مسعود واقعاً  همین آزادی درونی را ‏داشت.‏... ‏درست است که او از نظر فیزیکی  با مانیست اما همین ‏هویتی  که به مردم داده وسیاستی که به آن بوی انسانی ‏بخشیده برای ما مهم است. شخصیتی که ندای عدالت خواهی ‏را بلند کرد وبارها تکرار کرد که ما باید وحدت ملی ‏را بر اساس یک عدالت اجتماعی پایه گذاری کنیم.‏



احمدولی مسعود رییس عمومی بنیادشهیدمسعود درمصاحبه ‏باهفته نامه اقتدارملی

از زبان برادر

ناگفته هایی در باره ی شهید احمدشاه مسعود از ‏زبان احمد ولی مسعود

اشاره: هیجده سنبله مصادف است با روز شهادت شهید ‏احمدشاه مسعود. هفته یی که در آن روز شهادت شهید مسعود ‏به وقوع پیوسته است از سوی دولت جمهوری اسلامی  ‏افغانستان به نام هفته ی شهید نام گذاری شده  است. به ‏این مناسبت پای صحبت احمد ولی مسعود، برادر شهید ‏احمدشده مسعود، که هم اکنون ریاست عمومی بنیاد شهید ‏احمدشاه مسعود را به عهده دارد، نشستیم تا ناگفته هایی ‏رادر باره ی شخصیت وی از برادرش بشنویم. آنچه در این ‏صفحه به شما تقدیم می شود حاصل این گفت و شنود است.‏اجازه بدهید سوالم را از شخصیت آمرصاحب شروع کنم، شما ‏به عنوان برادر شهید احمدشاه مسعود  چه ویژگی های ‏شخصیتی  متمایز رادر او می دیدید؟در مورد شخصیت ایشان صحبت های زیادی صورت گرفته و ‏همچنان  گفته می شود که مسعود شهید یک شخصیت  چند بعدی ‏بوده است وتوجه عمده هم روی شخصیت نظامی آمرصاحب صورت ‏گرفته واین که اویک استراتیژیست نظامی  خوب وشجاع بود ‏تأکید شده است. البته در کشور ما این شاخصه ها بیشتر ‏مورد توجه قرار می گیرند. اما از نظر من ابعاد دیگر ‏شخصیت ایشان بیشتر از شاخصه ی نظامی او یا استراتژییست ‏بودنش، متمایز و برجسته بوده است. شهید مسعود از ‏ابتدا یک شخصیت نظامی نبود او یک محصل در پلی تخنیک بود ‏و هیچ ارتباطی با کار نظامی نداشت.‏
به نظر من خود آگاهی، خود باوری وشناختی که از جامعه ‏کسب کرد باعث شد تا مبارزه ی خود را شروع کند. مشکلات ‏مردم، استراتژی، استقلال و آزادی خواهی واین ارزش ها ‏بود که باعث شدند تا اودست به مبارزه بزند.‏


پیش از این که احمدشاه مسعود وارد یک مبارزه ی آزادی ‏بخش شود. نحله های فکری در جامعه ومخصوصاً دانشگاه ها ‏وجود داشتند، آیا احمد شاه مسعود وابستگی به این ‏نیروهای فکری داشت؟خوب است چند جمله از یادداشت های شخصی آمرصاحب  ‏رابرایتان بگویم. او در یاد داشت های خود طوری ترسیم ‏می کند که در ابتدا وی باهیچ کس در ارتباط نبود  ‏وکدام مکتب خاص فکری وجود نداشت که به خاطر آن مکتب ‏خاص فکری مبارزات خودر ا شروع کرده باشد. با یک ‏انگیزه ی طبیعی که ازدید و برداشت و چشم دید  خودش از ‏جامعه به وجود آمد مبارزه ی خودرا آغاز کرد. بعدها با ‏نهاد های مختلف در ارتباط شد. امادر ابتدا با انگیزه ‏وقضاوت خود شروع کرده است.‏
شهید مسعود با یک فکر نظامی گری مبارزه ی خود را شروع ‏نکرد. اوبا خود آگاهی و اندیشه ونگرانی هاو تشویش ‏هایی که داشت مبارزه را آغاز کرد. در آن زمان کار ‏نظامی و توسل به مبارزات مسلحانه از یک مجبوریت بوده ‏نه خواست شهید مسعود. خوب به یاد دارم زمانی که در ‏پلی تخنیک بود وقتی که به خانه می آمد،  بارها موضوع ‏های اجتماعی و مشکلاتی را که در داخل پلی تخنیک  وجود ‏داشت ونگرانی هایی که از فعالیت چپی ها داشت در خانه ‏باز گو می کرد. به یاد دارم در کارته پروان  در عقب ‏مسجد حاج میراحمد روبه روی خانه ی مایک دکان بود که ‏معروف به دکان صوفی بود. آمرصاحب باصوفی که یک ‏مردعادی بود می نشست واین مشکلات را با او درمیان می ‏گذاشت. ومی خواست بگوید که در این کشور این حالت است ‏وبا مردم در ارتباط می شد. زمانی که از سوی حکومت وقت ‏زیر فشار قرا رگرفت مجبور شد تااز کابل برود وفکر ‏کارهای مسلحانه را بکند. قبل از آن قطعاً چنین اندیشه ‏نداشت. شهید مسعود یک مرد اندیشه یی وفکری بود که می ‏خواست آگاهی بیشتری داشته باشد. مردی که مشکلات اجتماعی ‏وطن خودرا بیشتر احساس می کرد.‏


در دوران مبارزات شهید مسعود مطمئناً شخصیت های زیادی ‏بودند که بسیار مجرب تر وشجاع تر از وی بودند ومی ‏توانستند مردم را جمع کنند. اما چیزی  که شهید مسعود ‏را به حیث یک فرمانده نظامی متمایز می ساخت این بود ‏که او سر وکارش با زندگی مردم بود. یعنی در واقع ذهن  ‏وقلب مردم راتسخیر می کرد ودر پهلوی  مبارزه های ‏مسلحانه خود،  متوجه معیشت، صحت وبه فکر بهبود زندگی ‏مردم بود. حتا در تمام عملیات های نظامی  چیزی که برای ‏شان بسیار اهمیت داشت جان مردم بود، او مرد فکر ‏واندیشه ومرد مردم بود در بین مردم بزرگ شد واز درد ‏مردم دقیقاً آگاه بود.‏


شما گفتید که شهید احمدشاه مسعود یک محصل بود اما چهره ‏یی که از اودر دنیا معرفی شده است یک استراتژیست نظامی ‏است، کمتر از احمدشاه مسعود به حیث استراتیژیست اجتماعی  ‏وسیاسی نام برده شده است. نظر شمادر این مورد چیست  ‏آیا با این دیدگاه موافق هستید یا خیر، اگر موافق ‏نیستید  چه عاملی باعث شده تا چهره ی نظامی وی برجسته ‏شود؟احمدشاه مسعود یک استراتژیست نظامی بود در این باره ‏کتاب هایی  نوشته شده است. فعلاً  دانشگاه های بسیار ‏معروف آمریکایی می خواهند که تمام افکار واستراتیژی ‏نظامی احمدشاه مسعود راتدریس کنند که چطور وی توانست ‏در برابر روس ها مقاومت کند و بلاخره  بعد از روس ها ‏شکل جنگ راتغییر بدهد ودر دوره ی طالبان چطور  توانست ‏با طالبان  مبارزه کند. اما بیش از این که او یک ‏نظامی خوب  باشد یک دلسوز  واندیشمند خوب هم بود. ‏بارها می گفت زمانی که افغانستان آزاد شد چطور می ‏توانیم آن را بسازیم. وچطور  می توانیم شهر کابل را ‏بازسازی کنیم. در حالی که 90  در صد خاک کشور را طالب ‏والقاعده  گرفته  بوداو به فکر بازسازی بود.‏


اما اکنون ما وظیفه ی خود می دانیم و بنیاد احمدشاه ‏مسعود  که براساس همین اهداف  به وجود آمده است ‏امیدوارم بتواند واقعاً  اندیشه های اورا پیاده کند ‏وبه مردم افغانستان برساند.یک کتاب از زبان خانم ‏آمرصاحب شهید به زبان فرانسوی نوشته شده که به زندگی ‏فامیل وی پرداخته است. این کتاب جایزه گرفته است و ‏دولت جاپان تقاضا کرده که این کتاب را به زبان جاپانی  ‏ترجمه کند. در این کتاب خانم آمرصاحب می گوید که او ‏چطور رفتاری در خانه داشت، از این مصاحبه متوجه می ‏شوید که او چگونه شخصیتی داشته است و چطور در خانه ی ‏او حقوق زنان مراعات می شد.

بیشترین چیزی که من شخصاً  ‏روی آن تأکید دارم شخصیت انسانی آمرصاحب است که نسبت ‏به هر ارزش اجتماعی، سیاسی ونظامی وی بالاتر  وبرجسته ‏بود، ببینید من می گویم قهرمان آزادی بود. آزادی را ‏چه کسی  به ارمغان می آورد که خودش آزاد باشد، آزادی ‏درونی داشته باشد ا ز زد وبند وزنجیر های درون آزاد ‏باشد در واقع  تسلط یا حاکمیت بالای مملکت وجود خود ‏داشته باشد.  شهید مسعود واقعاً  همین آزادی درونی را ‏داشت.‏

به هر صورت  شهید احمدشاه مسعود به عنوان یک مبارز ‏همیشه به صورت یک آدم نظامی مطرح بود در خانه برخورد ‏او چگونه بود؟بسیار انسانی و صمیمی، واقعاً صمیمی بود در اولین ‏برخوردهایش فهمیده می شد که چه قسم است و ناگفته پیدا ‏بود. یعنی چیزی نبود که ساختگی ومصنوعی باشد. قطعاً ‏دوگانگی در رفتار او وجود نداشت، ظاهر وباطنش یکی بود ‏و آدم به راحتی به او اعتماد می کرد.‏


چقدر به رأی ونظر دیگران احترام می گذاشت؟همواره در تصمیم های خود یک شورا را دخیل می کرد اگر ‏موضوعی  می بود حتماً با شورا مطرح می کرد. شورا  را ‏در جریان می  گذاشت وبسیار یک شنونده ی خوب بود، می ‏شنید ودقیق می شنید. در تصمیم ها نظریات را جمع می کرد ‏و حرف خودرا هم می زد. تا دعا وتأیید شورا را نمی گرفت  ‏اقدامی نمی کرد.‏


فکر می کنید که شهادت شهید مسعود بعد از شش سال چه ‏پیامی برای مردم دارد؟شش سال گذشت وبا گذشت هر سال مردم افغانستان حتی ‏کسانی که با او نبودند، نبودش را بیشتر از پیش احساس ‏می کنند. بروید بازماندگان شهیدان ومعلولان را ببینید، ‏مردم و نخبه گان راهم ببنید که می گویند اگر می بود ‏شاید سرنوشت کشور به گونه ی دیگری رقم می خورد، کمبود ‏او این قدر عمیق احساس می شود، اما دیگر با مانیست. ‏درست است که او از نظر فیزیکی  با مانیست اما همین ‏هویتی  که به مردم داده وسیاستی که به آن بوی انسانی ‏بخشیده برای ما مهم است. شخصیتی که ندای عدالت خواهی ‏را بلند کرد وبارها تکرار کرد که ما باید و حدت ملی ‏را براساس یک عدالت اجتماعی پایه گذاری کنیم.‏

بارها گفته بود که بدون نان و آب می شود زیست اما ‏بدون وطن خیر. منظور اودر واقع این بود که اگر هویت  ‏نداشتیم واگر فرهنگی در کار نبود واگر این مسایل ‏نباشد در واقع زندگی نیز وجود ندارد. بعداز شش سال ‏ممکن عده یی به خاطر  این احساس کمبود کنند که اگر می ‏بود القاعده  وطالب این قدر جسارت  نمی کرد. اما عده ‏یی به این فکر هستند که اگر می بود با آرمان های ‏عدالت  خواهانه اش که برای آن ها تلاش  ومبارزه کرده ‏بود نزدیک تر می شدیم و برای رسیدن به عدالت اجتماعی  ‏راه کوتاه تری پیموده می شد.‏

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد